خرید بک لینک
صبح که بابا داشت منو میرسوند مدرسه اعلامیه ترحیم کسی رو دیدم که تا حدودی میشناختمش.خیلی ناراحت شدم.اولش شک کردم گفت نه بابا اون نیست شبیهشه فقط.چون به اسمنمیشناختمشون.ولی دقت که کردم مطمئن شدم خودش

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

طرز فکر آدما مهم تر از ظاهرشونه.

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

تکتک جمله های این آهنگ حرف دل منو میگه...

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

بالاخره منم عقلمو از دست دادم:(

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

یه وقتهایی
بار بعدی وجود نداره
شانس دومی نیست
وقت اضافه و استراحت نیست...
گاهی وقتها
یا الان هست
و یا هرگز...

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

سلام خدا.میتونستم اینجا ننویسم و فقط تودلم بگمو توهم بشنوی.ولی مینویسم تا یه روزی از آینده اگه اینو خوندم اینا یادم بمونه و حرفام بوی پشیمونی نده.چون همه چی رو میسپارم به تو...

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

قراره که بی هم به چی رو بیاریم؟

منو تو به جز هم پناهی نداریم:(

بیا سمت من باش توجنگبا درونم

کمک کن کنارت غریبه نمونم. . .

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 3:59

صفحه بندی